تبليغاتX
بچه اسکیزوفرنی
چند کلوم حرف حساب ( فعلا" یه بچه کنکوری !)
سلام !

خوبین !؟

دو سال گذشت با همه خوبی ها و بدی ها ! با همه دوستی های تلخ و شیرین گذشت ! و چه زودم گذشت ! حالا امروز روزیه که همه چیز تموم می شه ! کلی خاطره خوب و بد ! کلی غر زدن !کلی راهنمایی های دوستانه و...........

ما رفتیم ! احتمالا" این وبلاگ تا یه هفته دیگه حذف میشه اگر هم حذف نشه دیگه حیاتی نخواهد داشت !

پس خداحافظ همین حالا ............

پرندیس

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط پرندیس  | 

   

سلام ! خوبین !؟

دیدین گفتم خیلی زود بر می گردم و کلی مخ می زنم ! حالا هم برگشتم با کلی حرف !

 

 

اول اینکه ما دیروز کنکور دادیم ! البته یه چیزی یه کم برام مبهمه ! اونم اینکه همه می گن بد دادن ولی من یه همچین نظری نداشتم ! یا من خیلی توپ و عالی دادم یا بقیه راست می گن ! البته خیلی مهم نیست !

تازه دیروزم نرفتم جوابا رو از سایت بگیرم چون اصلا" حوصله depressing و از این چرت و پرتا رو نداشتم ! خلاصه اینکه بی خیال کنکور ! البته این هفته یا جمعه یا پنجشنبه کنکور آزاد دارم ! ولی خب این جور که بوش میاد ما برای آزاد درس بخون نیستیم !( از نتایج من در روز جمعه روز بعد از کنکور می باشد! ) حالا بحث راجع به کنکورو بی خیال می شیم می ریم سر حرفای دیگه !

 

تابستون شد و من موندم تا آخرش چی کار کنم ! البته چیزی که معلومه اینه که بعد از کنکور آزاد می رم شمال صفاااااااااااااااااااا! واییییییییییی دریاااااااااااااااااااااااااااا! چه قد دلم همین الآن دریا خواست نه یه هفته دیگه !

بعد می مونم اونجا تا اوایل مرداد ( خوش می گذره ها ! )  بعد جوابای کنکور قشنگ میاد که باید بیام انتخاب رشته و اینا .............. بعد دوباره می رم شمال ...........( این آخری رو  شوخی کردم ولی شاید جدی شد ! )  بعد ایشاا... سال دیگه هم میریم دانشگاه !!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

دیگه اینکه ........ آهان زلزله رو دیدین نه یعنی حس کردین ! من که قلبم اومد تو دهنم ! البته بنده اون موقع در حال دریافت علم و دانش بودم ( منظورم همون درس خوندنه !)  که البته رو زمین هم نشسته بودم یه دفعه دیدیم زمین داره تکون می خوره گفتم حتما" زیاد درس خوندم دچار توهم شدم بعد دیدم نه مث اینکه توهم نیست .....

خلاصه اینکه نزدیک بود سر همین کنکور بمیریم ! ( خدا نکنه !)  

  * البته از دوستان وبلاگی یه نفر تو قم ساکنه که من بهش میل زدم ببینم حالش خوبه یا نه ولی هنوز جواب نداده ! امیدوارم حالش خوب باشه !

 

دیگه چی می خواستم بگم ............ حافظه کوتاه مدتم نابوده ! اصلا" هیچی یادم نمی آد !

خوب دیگه من برم  شاید بعدا" یادم اومد چی می خواستم بگم !

برام دعا کنین!

فعلا" بابای  !

پرندیس کنکور داده ..................

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط پرندیس  | 

 

سلام به همگی ..........

خوبین ؟! دلم وستون تنگ شده بود . وسه وبلاگم که یه ذره شده بود

وای راحت شدم ! کنکورو دادم رفت پی کارش . اصلا" هم نتیجه اش وسم مهم نیست مهم اینه که تا ۲-۳ هفته ( تا موقع اعلام نتایج ) بدون فک کردن به درس زندگی کنم ! 

کلی حرف برای زدن دارم ولی الان حوصله ندارم فک بزنم خیلی زود دوباره بر می گردم و کلی مخ تیلیت می کنم !

 

فعلا" بابای

پرندیس......

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط پرندیس 

 

برای زیستن دو قلب لازم است .

                                    قلبی که دوست بدارد

                                                                    و

                                                                          قلبی که دوستش بدارند !

 

 

اینو نادیا پشت کارتای تخفیف نمایشگاه کتاب نوشته بود قشنگه نه !؟بازم هست بعدا" بازم براتون می نویسم جمله هاشو !

                                                                          

 

سلام ! خوبین !؟ چه خبرا ؟!

راستشو بخوایین یه چند روزیه که بد جوری حس وبلاگیم گل کرده منتظر یه فرصت بودم که بیام و آپ کنم و دیدم که امروز روز خوبیه برای نوشتن ! یه روز گرم خرداد ماه !

 

اوضاع منم که نه خوبه نه بد !یعنی یه جورایی متوسط مایل به بده ! ( البته از نظر درسی منظورمه !)به قول خودم (!!!!!) از الآن رفتم تعطیلات بعد از کنکور ! جاتون خالی این قد حال می ده ! ماشاا... ماشاا... نه تنها استرس ندارم بلکه در کمال relax ی دارم زندگی می کنم ! وسه خودم هر روز نت میام! هر روز friends نگاه می کنم ! هر روز بعد از ظهر می خوابم ! هر روز کلی با مامان و خواهرم حرف می زنم و از اونجایی که خیلی در طول روز خسته می شم (!!!!!!!!) شبا هم حداکثر تا ساعت 11 بیدارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!! خسته نباشم ! تازه اتاقمم که قربونش برم ! دور تختم تا شعاع 1 متری پر کتاب, جزوه , کتاب تست , چک نویس, دفتر چه کنکور آزمایشی و................... ریخته !( اگه یکی بیاد تو اتاقم فک می کنه من شبا رو کتابام خوابم می بره !) تازه کلی هم خاک نشسته همه جا ! دیروز داشتم وسه خودم تو هپروت سیر می کردم که یه دفعه چشمم به جعبه زیر تختم افتاد اومدم ورش دارم دیدم یه بند انگشت روش خاک نشسته بعد فوت کردم و هرچی گرد و خاک بود رفت تو چشمم !

 

تازه این یه قسمت از اوج قضیه بود ! از اونجایی که بنده تمام نقاط خونه رو برای درس خوندن امتحان کردم برای همین هر جا رو نگاه کنین یه نشونه یی از من می بینین ! از جمله روی میز ناهار خوری !  یه میز ناهار خوری 8 نفره به همراه یه میز 4 نفره کنارش پر از کتابای منه ! و وضعیت خیلی بدتر می شد اگه یه مهمون بخواد  بیاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته جدیدا" از اونجایی که همه می دونن نزدیک کنکور منه نه کسی میاد خونمون و نه کسی به کتابای روی میز من اهمیت می ده !( یکی به نفع من !!!!!!!!!!!!!)

 

حالا اگه از بحث حرکات قشنگ من بگذریم می رسیم به اینکه بنده 2 تا دیگه امتحان دارم بعدشم دقیقا" 1 ماه فرصت برای کنکور ! خوبه ! می شه خوب لذت برد از تعطیلات ! می خوابیم ! می ریم گردش( !!!!!!!!!! )

آهان یه چی یادم اومد ! جدیدا" تو خونه ما همه چی موکول می شه به بعد کنکور من !خیلی باحال ! مثلا" من می گم بریم بیرون شام بخوریم  . بعد مامانم در کمال خوشحال می گه : خب بذار بعد از کنکورت می ریم فلان جا خیلی پیتزاهای خوشمزه ای داره (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) بعد من  در حال بهت و حیرت و دهن 3کیلومتر باز می گم : اومدیم  من سر کنکور سکته کردم مردم !بعد دلتون میاد !بعد هر دفعه برین بیرون شام بخورین یاد من میوفتین غذا از گلوتون پایین نمیرها من گفته باشم بعدا" نگین نگفتی!( البته این قسمت آخر رو تو دلم می گم چون می دونم هیچ نتیجه ای نداره ! )

 

دیگه اینکه .............. من 5شنبه یه کم عصبانی و ناراحت  بودم بعد اصن حوصله هیچ بنی بشری رو نداشتم ! ولی از اون اول صبح که سوار سرویس شدم انگار همه چیز دست به دست هم داده بودن که پرندیس ناراحت نباشه و بخنده !  اول اینکه کلاژ سرویسمون خراب بود تا برسیم مدرسه کلی شاد بودیم که قراره در راه کنکور جوان مرگ بشیم !  مدرسه هم که رسیدیم دیگه کلا" همه چی فراموشم شده بود ! چه قد خوبه آدم دوستایی داشته باشه که همه شاد و خوشحال و بدون استرس باشن چون اون وقت همه چی فراموشت می شه ! خدایا مرسی به خاطره دوستای تقریبا"  (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)خوبی که بهم دادی !

 

 

فعلا" بابای

پرندیس ...............

 

پیوست 1: چه قد حرف زدم ! الهی چه قد دلم پر بود !!!!!!!!!!!!!

پیوست 2: برام دعا کنین فردا امتحان گسسته ! دوشنبه هم شیمی ! اصن حوصله خوندن ندارم !

پیوست 3 : به نظرتون من با این اوصاف کنکور قبول می شم !؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 خرداد1386ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط پرندیس  |